(گزارش تصويري١) گزارش کامل نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان(بخش نخست: پرسش های کتبی)انجمن موبدان و دغدغههای اجتماعی و دینی
خبرنگار امرداد- بهنام مرادیان: نشست
پرسش و پاسخ با انجمن موبدان در تالار ایرج در حالی پس از 3 ساعت به کار
خود پایان داد که هنوز پرسشهای بسیاری به جا مانده بود. این مساله به
تعبیر فرامرز پوررستمی، نشان از زیر ذره بین بودن کارهای انجمن موبدان توسط
همکیشان است. تالار
ایرج، پسین روز 29 امردادماه، میزبان هموندان هیات مدیره انجمن موبدان و
همکیشان زرتشتی بود، تا درباره مسایل دینی و اجتماعی مربوط به این انجمن،
به پرسش و پاسخ بپردازند. این نشست که به شوند(:سبب) همزمانی با روز آدینه و
آیین روز اردیبهشت روز، با باشندگی چشمگیر همکیشان همراه بود، با سخنان
نخستیندخت فرهادی، مسوول بنیاد فرهنگی جمشید آغاز شد. فرهادی، درخواست
جامعه را شوند اصلی برگزاری این نشست عنوان کرد. وی همچنین از فرامرز
پورستمی، گرداننده نشست پیشین با حضور نماینده زرتشتیان در مجلس، سپاسگزاری
کرده و از وی خواست تا نشست امروز را نیز مدیریت کند. به
مانند نشست پرسش و پاسخ پیشین، پرسشها به دو گونه کتبی و شفاهی انجام
میشد. در بخش کتبی این پرسشها پرسیده شد و این پاسخها توسط موبد اردشیر
خورشیدیان، موبد مهربان فیروزگری و موبد پدرام سروشپور، داده شد: آیا انجمن موبدان میتواند کسی را از سخنرانی دینی باز دارد؟ موبد
خورشیدیان: سخنرانی دینی در آیینهای درگذشتگان به خانوادهها بستگی دارد و
ما خود را وارد مسایل اجرایی نمیکنیم. اما اگر انجمنی از ما تاییدیه
درباره سخنرانان دینی بخواهد، ما از آن افراد تعهدی میگیریم و از آن پس آن
افراد مورد تایید انجمن موبدان خواهند بود. هم اکنون همه کسانی که در
آیینهای پرسه سخنرانی میکنند، مورد تایید ما هستند.
آیا هر پنج گاه نیایش روزانه باید خوانده شود و آیا میتوان به جای اوستای بایسته، چیزی را جایگزین کرد؟ موبد
فیروزگری: اوستای روزانه باید همراه با سدره و کشتی باشد و نیایش باید
همراه با کشتی نو کردن باشد. اما خواندن پنج گاه با توجه به الزامات زندگی
امروز شاید ممکن نباشد. اما خواندن اوستای بایسته همراه با کشتی نو کردن که
همراه با تمرکز و ایمان قلبی باشد، یک نیاز انسانی است. خواندن 13 اشم
وهو و 21 یتا اهو در اوستاهای آفرینگان دهمان برای شنوندگان اوستا است.
اما در اوستای روزانه، سروش باج، کشتی و برساد، بایسته است و نمیتوان چیزی
را جایگزین کرد.
چرا پس از ساسانیان دین ایرانیان دگرگون شد؟ موبد
سروشپور: بررسی تاریخی و اجتماعی دوره ساسانیان، کار دشواری است. اما
آشکار است که اگر اردشیر بابکان، پس از سالها تسلط مقدونیان، فرمانروایی
ساسانیان را پایه گذاری نکرده بود، دین زرتشتی با تهدید جدی رو به رو
میشد. اما هر ساختاری فراز و فرودهایی دارد. ما نمیتوانیم چشممان را به
فرود و سراشیبی ساسانیان ببندیم. به نظر میرسد، ساسانیان در برخورد
اجتماعی خود با دین اشتباهاتی داشته اند که مردم را به عنوان پاسداران اصلی
دین، از حکومت دور کرد.
چه لزومی برای استفاده از کلاه یکبار مصرف در آدریان وجود دارد؟موبد
خورشیدیان: در اوستا آمده است که «همگی نماز وکریم همگی سر واپوشیم». پس
همه باید سر را در زمان نیایش بپوشانند. زمانی همه یک کلاه ویژه خود
داشتند. اما انجمن موبدان متوجه شد وجود کلاههای پارچهای عمومی، ممکن است
بیماری را گسترش دهد. از همین رو، کوشیدیم با یاری کلاه یکبار مصرف، این
بخش را حل کنیم. اما از همکیشان خواهش میکنیم، این کلاهها را دور
نیاندازند. این کلاه برای هر کسی است و آن را با خود به خانه ببرید. چون
دور انداختنش اصراف است.
چرا تنها موبدزادگان میتوانند به جایگاه موبدی برسند؟موبد
خورشیدیان: ما بر اساس قانون و اساسنامهای کار میکنیم که یک سنت چند
هزار ساله است و آن را خود ننوشتهایم. اما همان گونه که هر زرتشتی باید
سدره پوش شود، هر موبدزادهای باید موبد شود. دیگر همکیشان نیز که
میخواهند همیار ما باشند، با ثبت نام و گذراندن آموزشهای بایسته، موبدیار
شوند. از دید ما هیچ تفاوتی میان موبد و موبدیار وجود ندارد.
آیا ایزد مهر ایزد بانو است یا مذکر است؟موبد فیروزگری: ایزد مهر یا میترا، در اوستا به صورت یک بانو دیده میشود.
چرا در اوستای ورهرام یشت و سروش یشت، از تشبیه به جانوران استفاده شده است؟موبد
سروشپور: اوستا برداشتی از گاتها و همچنین فرهنگ عمومی مردم است.
بهرهگیری از تشبیه به جانوران، بر پایه این اصل است که راه شناخت
اهورامزدا، شناخت آفریدههای اوست. برای درود به روان درگذشتگان در دین زرتشتی چه جملهای وجود دارد؟موبد فیروزگری: در اوستا این جمله برای این مفهوم وجود دارد: «ایریستنام اوروانو یزمیده یا اشونام فروشو»
فرتورها از مازيار نيك بخش است. گزارش از سایت خبری امرداد
+
نگاشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 11:17 توسط شاورهرام ایزد
|
(گزارش تصويري٢) گزارش کامل نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان(بخش دوم: پرسش های شفاهی)جايگاه موبدان در فرهنگ ديني هازمان
خبرنگار امرداد- بهنام مراديان: در
نشست پرسش و پاسخي كه ميان همكيشان و انجمن موبدان در تالار ايرج برگزار
شد شماري از باشندگان، پرسشهاي خود را گفتاري بيان كردند. مهران سپهري، جانشين فرنشين(:انجمن) در پسين روز ٢٩ امردادماه پرسش خود را اينگونه مطرح كرد: آيا نوآوري در دين وجود دارد و پذيرفتني است؟ موبد
خورشيديان: در هر فرهنگ ديني، يك دين وجود دارد و يك مذهب. دين را
پيامبران ميآورند. اما روحانيت مذهب را پديد ميآورد كه شامل آيين ها و
سنتهاست. دين زرتشتي چارچوب بسيار دقيق و كارشناسي دارد و قابل دستكاري يا
دگرگوني نيست. اما آيينها را ميتوان با انديشه و بررسي كارشناسي دقيق و
با هم انديشي انجمن موبدان بهبود داد. موبد سروشپور: آنچه اهميت دارد
تفاوت نوآوري و آشموغي است. در اوستا، آشموغي به معني بدعت گذاري است.
بدين مفهوم كه در ظاهر نوآوري و در باطن نابود كردن پايهها. مهاجمان به
فرهنگ زرتشتي بسيارند و مدافعان آن كم. از همين رو خودمان بايد مراقب باشيم
و تيشه به ريشه خود نزنيم. انجمن موبدان براي همفكري با كساني است كه
ايدهاي نو دارند. يكيار انديشههايمان را پيش از مطرح كردن در هازمان، با
اين انجمن در ميان بگذاريم. اردشير فرهمند كرماني: آيا هر كسي حق دارد درباره مسايل ديني گوناگون اظهار نظر كند؟ موبد
خورشيديان: هر انجمن يك وظيفه دارد. هر موبد و يا هر كس ديگري به تنهايي
حق ندارد اظهار نظر ديني كند. بايد انجمن موبدان به گونه گروهي و جمعي
بررسي و مطالعه كند و نظر خود را ارايه دهد. موبد سروشپور: وظيفه همه
ما، حفظ دين و فرهنگ زرتشتي است. اگر پايههاي فكري را درست نكنيم، به
بهانه همان چيز، آن را نابود ميتوان كرد. ما بايد به آزادي و آگاهي
انسانها احترام بگذاريم. وچر فتوا نيست. اين يعني گفته و نظر انجمن
موبدان. اين حكم نيست. اما رسم اين است كه هازمان و انديشمندان آن را
بپذيرند. پروين بامسيان: چرا انجمن موبدان روز پدر و يا سرود ديني آغاز برنامهها را دگرگون كرده است؟ موبد
خورشيديان: عوض كردن روز پدر به اين شوند(:سبب) بود كه روز پدر در جشن
بهمنگان با روز پاسداري از جانداران سودمند، يكي نباشد. براي سرود آغاز
برنامه ها نيز ما نظري ندادهايم. فرامرز پوررستمي:چرا توليدات فرهنگي انجمن موبدان كم است؟ موبد
خورشيديان: ما تلاشهاي زيادي داريم ميكنيم. اما جوانان ما كم كار
ميكنند. اين در حالي است كه اگر كم كاري كنيم، آسيب خواهيم ديد. هر ماه
در حدود ٢ پايان نامه درباره فرهنگ زرتشتي نوشته ميشود و ما اگر دينمان را
سپاس نداريم، از دستمان خواهد رفت. جمشيد نوشيرواني:شخصيت ديني زرتشتي چگونه است؟ موبد
سروشپور: بخش مهمي از دين كه گاه فراموش ميشود، اخلاق است. اديان آسماني
به سبب داشتن بخش اخلاق نسبت به ديگر مكتبها، پايداري بيشتري دارند. يك
شخصيت زرتشتي هم، شخصيتي است كه بر پايه اخلاق زرتشتي شكل گرفته باشد. گزارش کامل نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان- نخستين دخت فرهادي، مدير بنياد جمشيد جاماسيان نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان- انتشار پوسترهايي پيرامون فروهر و نوشتارهاي زرتشتيان بدون هيچ نظارتي و بازخورد آن در اجتماع پرسش و پاسخ با انجمن موبدان گزارش کامل نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان گزارش کامل نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان گزارش کامل نشست پرسش و پاسخ با انجمن موبدان- مهرداد دهنادي
فرتورها از مازيار نيك بخش است. گزارش از سایت خبری امرداد ./م٨٩٢٣٦٠٥٣٠١٥
+
نگاشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 11:14 توسط شاورهرام ایزد
|
در روز ششم فروردین ۳۷۴۸ سال پیش ابر اندیشمند ایرانی اشو زرتشت اسپنتمان، دیده به جهان گشوده است که نخستین سنگ بنای خردگرایی را پی گذاشت و مردمان را به شاد زیستی و نیک اندیشیدی و نیک گویی و نیگ کرداری برانگیخت.
دامنه افکار این آموزگار ایرانی با وجود اینکه در چهارمین هزاره قدمت خود است نه تنها کهنه نشده بلکه هر روز بیشتر از پیش بر جذابیت آن افزوده شده است و از سوی انسانها بشتری در سطح جهان کشف میشود. در سالهای اخیر درخشندگی آموزه های اشو زرتشت افزایش چشمگیری پیدا کرده است. تا جایی که بازگشت به هویت ایرانی با کشف دوباره گلواژه های اشو زرتشت در بین جوانان آریابوم معنی میشود.
در ادامه مقاله ای را با فرنام «شناسه ایران زرتشتی» با یاری گرفتن از کانون زرتشتیان کالیفرنیا برای اطلاع یاران میآوریم که به صورت کوتاه خطوط اساسی افکار زرتشتی را معرفی میکند.
شناسه ایران زرتشتی
هویت ملی ریشه در فرهنگ و فرهنگ ریشه در تاریخ دارد. فرهنگ هر ملتی مجموعه ایست از اندیشه, گفتار و کردار آن ملت که از دیرگاه و در درازای هزارههای تاریخ به گونه نوشتاری یا گفتاری به ما رسیده است. فرهنگ ایران از دو بخش بنیادین ساخته شده است: ۱- فرهنگ ایران زرتشتی با پیشینهای (تاریخی) نزدیک به ۴۰۰۰ سال در بر دارنده شش سلسله ایرانی پیشدادیان, کیانیان, مادها، هخامنشیان , اشکانیان و ساسانیان. ۲- فرهنگ ایران اسلامی با پیشینهای نزدیک به ۱۴۰۰ سال در بردارندهی ۸۹ سلسله که بیشتر آنها ایرانی نیستند.
فرهنگ ایران زرتشتی
فرهنگ ایران زرتشتی از دو بخش بنیادین و متفاوت دینی و فرهنگ تاریخی ساخته شده است:
۱ – آیین زرتشت که بخش دینی و فلسفی فرهنگ ایران زرتشتی را ساخته مجموعهای از سرود ه های انديشه برانگيز اَشو زرتشت است که بر پایه خرد و جهان بينی اشو زرتشت و تنها در کتابی به نام گاتها به یادگار مانده, راه و روش به زیستی انسان و به سازی جهان را بر پایه سه بنیاد خلل ناپذیر و جاودانهی اندیشه نیک, گفتار نیک و کردار نیک پیشنهاد میکند.
۲ – آداب و رسوم زرتشتیان که بخش تاریخی فرهنگ ایرانی زرتشتی را تشکیل میدهد, مجموعهای است که بیشتر بیرون از چارچوب آیین اشو زرتشت و متاثر از شرایط سیاسی, اجتماعی و اقتصادی دورههای گوناگون تاریخ چهار هزار ساله پس از اشو زرتشت, توسط افراد متفاوت نوشته شده و در کتابهای گوناگون همچون ارداویراف نامه, دینکرد و وندیداد حفظ شده است. بعضی از نوشتههای این کتابها در راستا و چندی از آنها بر خلاف آموزشهای اشوزرتشت در گاتها است. بنابراین باید به آنها از دیدگاه تاریخی نگریست نه از دیدگاه دینی. بر پایه این آگاهی ها، این نوشتار در دو بخش بنیادین دینی (آیین اشو زرتشت) و تاریخی (آداب و رسوم زرتشتیان) تهیه شده, در دسترس دوستداران فرهیخته و ارجمند فرهنگ ایران قرار داده میشود تا از آموزشهای راستین اشو زرتشت آنگونه که هست, آگاه گردند.
ایران و آیین زرتشت
آیین زرتشتی برخاسته از ایران است, بنابراین فرهنگ نیاکان ایرانیان برخاسته از فرهنگ و آیین زرتشتی میباشد. از آنجا که این فرهنگ خردگرا و با پیشرفت دانش در جهان امروزی هماهنگی دارد از سدههای پیشین همواره مورد توجه بوده است و چون با آزاد اندیشی, آزادگی و دموکراسی سازگار است, به ویژه از دهه های گذشته بیشتر مورد توجه بسیاری از دانشمندان روشن بین, دولت سالاران و سازمانهای پیشرفتهی جهان قرار گرفته است. امید میرود چنین فرهنگی پاسخگوی نیازمندیهای روز افزون مردمان خردمند و دل آگاه در جهان امروزی باشد.
بنیادهای آیین زرتشت
آیین زرتشتی پیش از آنکه فلسفهی دینی به معنی امروزین آن باشد, نمایانگر راه و روشهای به زیستی است که بر پایههای خرد و معنویت بنیاد گذاشته شده, بازتابنده جهان بینی فرزانه ای فرهیخته از سرزمین ایران به نام اَشو زرتشت از دودمان اِسپنتمان و از نژاد آریایی است. آموزشهای این پیامآور مهر و راستی برای خوشبختی و پیشرفت و شکوفائی همهی مردم جهان بوده و از آنِ گروه و ملیت ویژهای نیست.
گاتها و اوستا
گاتها نام سرودهای خردگرا و اندیشه برانگیز اَشو زرتشت و بنیاد دین بهی (زرتشتی) است. نوشتار های دیگر دینی زرتشتیان روی هم رفته فرهنگستانی از دانش و باورهای دینی ایرانیان باستان میسازند که اوستا نامیده میشود.
بهدین
واژهی بهدین به معنی کسی که بینش درونی (وجدان) نیک دارد. نامی است که در اوستا پیرو اشو زرتشت را با آن خواندهاند. از این رو شایسته است که پیروان این آیین (بهدینان) در به سازی جهان و به زیستی مردمان بکوشند. دین بهی, آئين اختیار است نه دین جبر و زور. در این آیین هرکس با خرد و آزاد اندیشی, میتواند راه زندگی و یا دین خود را برگزیند.
« خرد راهنمای آدمی در انتخاب راه نیک و بد است. » (گاتها – هات 31 بند 12)
آموزشهای اشوزرتشت
آموزشهای اشوزرتشت بر پايههای خرد و انسانيت و بر سه اصل انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك بنياد نهاده شده است.
در گاتها آمده است: « راه در جهان يكيست و آن راستی است. پيروی از راستی و درستی بهترين راه زندگانی و خوشبختی است.» (گاتها- هات 43 بند 9)
دو نيروی هميستار (متضاد)
در گاتها، نيكی و بدی زاييده انديشه آدمی دانسته شده، منش پيشبرنده و نيك (سپنتا مينو) در برابر منش كاهنده و بد (انگرهه مينو، اهريمن) است. بنابراين نه دو خدايی در آيين زرتشتی جايی دارد و نه اهريمن در برابر اهورامزدا، آفريدگار يگانه بی همتا گذاشته شده است. (گاتها – هات 30 بندهاي 3، 4 و 5)
اشا يا هنجار هستی
اَشا در بينش اشو زرتشت هنجار (نظم) هستی است. قانونی كه در سراسر آفرينش بر همه هستیها فرمان میراند. بايد دانست كه برهم زدن نظم جهانی، زيانهايی به بار خواهد آورد كه نمونهای از آن آلوده ساختن محيط زيست است. خوشبختانه امروزه دانشمندان افزون بر اينكه به وجود قانون اشا پی بردهاند، راه جلوگيری و چاره بسياری از رويدادهای ناگوار را كه زيانهای جانی و مالی در پی دارند، به مردم نشان دادهاند. : بايد دانست كه دانشمندان هركدام در زمينهی كاری خود میكوشند تا بخشی از اين هنجار را بشناسند. بنابراين میتوان گفت كه اشا دانش كاملی است كه بر جهان فرمانروايی میكند. اگر مردم اين دانش را بيابند و با منش نيك زندگيشان را با آن هماهنگ كنند، به بهترين زندگی دست میيابند: (سرود اشم وهو و گاتها هات 28 بند 1)
رسايی و تکامل
برای پرورش و پالايش، روان آدمی بايد گامههايی را بپيمايد تا به پايگاه خرداد(رسايی وكمال معنوی) برسد. اين فرايند پويا بر پايه اصل تكامل ادامه دارد. «پاداش نيكان رسيدن به كمال راستين (خرداد) و نيروی درونی و مينوی (شهريور)است.» (گاتها – هات 31 بند 21) ـ « تنها با نيك انديشی (بهمن) ودلی پاك (اسفند) میتوان به رسايی و كمال مينوی (خرداد) رسيد.» (گاتها – هات 33 بند 5)
آزادی انديشه، اراده وگزينش
آزادی ارزشمندترين دادههای اهورايی به شمار میآيد و هيچكس حق ندارد آنرا از ديگری بگيرد. در گاتها، هات 30 بند 2، اشوزرتشت مردم را در گزينش راه آزاد میخواند و آرزو می كند كه مردم به ياری اهورامزدا و با خرد خود در گزينش راه نيك كامياب گردند.
حقوق بشر
آيين زرتشتی مردم را از هر رنگ، نژاد، مليت و دينی كه باشند برابر دانسته و برتری هر كسی را در نيك تر بودن انديشه، گفتار و كردار میداند. در نوشتارهای دينی بارها خرسندی، شادمانی و رستگاری مردم در سراسر جهان آرزو شده است. كورش بزرگ با پيروی از آموزشهای اخلاقی و انسانی اشو زرتشت نخستین منشور آزادی حقوق بشر را در 2500 سال پيش صادر کرد.
«خداوند آزادی را برای مردم آفرید.» (گاتها – هات 31 بند 11)
پاسداری از زندگی و جهان
در آیین زرتشتی ارجمندی جایگاه انسان تا جاییست که زنان و مردان نیک در پیشبرد نیکی و پاکی همکار و همیار اهورامزدا دانسته شدهاند. در دین بهی جهان جایی مقدس و زندگانی ارمغانی اهورایی است. بنابراین شایسته است از جهان و زندگانی به خوبی نگهداری و پاسداری کرده, جهان را آبادتر و چراغ زندگانی را فروزانتر از پیش به آیندگان سپرد. آرمان انسان آبادگردانیدن جهان و خرسند کردن جهانیان (هات 28 بند 1) و در اوج آن رسیدن به خدا و پیوستن به اوست (گاتها – هات 45 بند 11) «اهورا مزدا دوست مهربان و یاور همه است.» (گاتها – هات 43 بند 14)
برابری زن و مرد
در آیین زرتشتی, زن و مرد برابر و دارای حقوق یکسانند. هرجا که اشوزرتشت با مردم سخن میگوید زن و مرد را هر دو با هم یاد میکند. در نامههای دینی نیز از زنان و مردان نیک و نيک منش هر دو نام برده شده است. (گاتها – هات 30 بند2)
شادی و شادکامی
در آیین زرتشتی خداوند جهانِ شادی بخش را آفرید و در پرتو منش پاک و مهرِ (عشق) جهان آفرینِ خود در آن آسایش و آرامش پدید آورد وشادی را برای مردم آفرید. (گاتها – هات 44 بند 6)
داریوش بزرگ با آموختن چنین آموزشهایی در کتیبه خود مینویسد که خدای بزرگ است اهورامزدا که این جهان را آفرید که شادی را برای مردم آفرید. با چنین دانشی, او از اهورامزدا میخواهد که کشور را از دروغ و خشکسالی نجات دهد.
ایستادگی در برابر دروغکاران (بدکاران)
در آیین زرتشتی هنگام برخورد با دروغکاران (بدکاران), سفارش شده که نخست با مهر و دوستی آنها را راهنمایی کرد. چنانچه ایشان از رفتار بد خود دست نکشیدند, بایستی به سختی در برابر آنها ایستادگی و مبارزه کرد تا نتوانند آسیب برسانند.
« برای پیشبرد راستی باید در برابر دروغکاران ایستادگی کرد.» (گاتها – هات 43 بند 13)
تازه کردن, پویایی و نوگرایی
یکی از آموزههای دین بهی (زرتشتی) تازه کردن, پویایی و نوگرایی بوده, به نوسازی و تازه گردانیدن جهان سفارش شده است. در این آیین واپس گرایی و ایستایی زشت بوده, نکوهیده میشود. در گاتها, هات 30 بند 9 آمده است: « باشد تا از از کسانی شویم که این زندگانی را نو و تازه میکنند. ای اندیشمندان, ای خردمندان و ای آورندگان خرسندی از راه راستی و درستی بیایید همگی هم رای و همراه با دانش درونی دارای یک آرمان شویم و. آن نوسازی جهان است.»
تقدیر و سرنوشت
در بینش اشوزرتشت هر کسی سرنوشت خود را با اندیشه, گفتار و کردار خویش میسازد. اگر چه رفتار آدمی اختیاری است, اما بازتاب آن جبری است که برابر با هنجار آفرینش (اشا) و قانون کنش و واکنش انجام میشود.
«بهترین زندگی (خوشبختی) و زندگی بد (بدبختی) را هرکسی با دست خویش برای خودش فراهم میآورد.» (گاتها – هات 31 بند 20)
نگهد اری و نگهبانی از محیط زیست
در هات 32 بند 10 از گاتها برای نگهداشت (حفاظت) محیط زیست به عنوان یکی از بایستههای دینی بسیار سفارش شده است. در همه نامههای دینی زرتشتیان نیز پدیدههای سودمند و زندگی بخش گرامی داشته شده, پاک نگهداشتن آنها را یکی از بایستههای دینی به شمار آوردهاند. در پایان به این نکته اشاره میشود که: پیام اشوزرتشت سرشار ازمهر و امید و شادمانی و خوشبینی است.
+
نگاشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 17:15 توسط شاورهرام ایزد
|
از بخشش نيك انديشانه ي انجمن زرتشتيان شيراز و پژوهش و نگارش مهرداد قدردان كتاب «جايگاه نور و آتش در آيين زرتشت» منتشر شد
شيراز- شهرام پوردهي: سرانجام پس از ماهها و انتظار، با همت و پشتيبانيهاي مادي و مينوي انجمن زرتشتيان شيراز و با پيگيريهاي اسفنديار اختياري، نمايندهي زرتشتيان در مجلس براي گرفتن مجوزهاي لازم، ميوهي تلاش مهرداد قدردان، نويسنده و پزوهشگر زرتشتي در قالب سومين تاليف وي با عنوان «جايگاه نور و آتش در آيين زرتشت» از سوي انتشارات «افق پرواز» در 3000 نسخه منتشر شد. در حالي كه در حاشيه ي گردهمايي نمايندگان انجمن ها بارها و بارها دربارهي پشتيباني از كارهاي فرهنگي و پژوهشي سخن راندهشدهبود اما كمتر شاهد ورود انجمن ها به اين گستره بوديم. نويسنده در پيشگفتار كتاب خود مينويسد: «از رياست محترم انجمن زرتشتيان شيراز، مهندس افلاطون سهرابي و اعضاي بينشور آن انجمن سپاسي قلبي دارم كه با رويي گشاده، هزينهي چاپ اين كتاب را عهدهدار شدند و اينكه با گشادهدستي و ديدي باز در امور فرهنگي پيشتازند، مايهي پيش رفت و شادماني است.» اين كتاب كه با كيفيتي بسيار خوب با فرتورهايي بيهمتا از آتشكدهها و چارتاقيها در ۱۴۴ رويه به چاپ رسيده است، در دو فصل جداگانه به موضوعات «آتش در دين زرتشتي» و «فرزانهي فروغ (شيخ اشراق) و فلسفهي نور و روشنايي» ميپردازد. «قدردان» در همان رويههاي ابتدايي، كتاب خود را اينگونه پيشكش ميكند: «پيشكش به فروهر و روان نگاهبانان باورمند آتش سپند اهورايي در درازناي تاريخ كه با از جان گذشتگي نگذاشتند شعله هاي فروزان و رخشان آن به سستي گرايد، به ويژه آن موبدان فداكاري كه آتش را چون جان شيرين از كاريان فارس به فسا، كثه، غار شگفت يزدان، تركآباد و شريفآباد در طول سدهها و در حال گريز و فرار نگهبان شدند و بيش از سي سال اين آتش سپند را در آتشگاه دشوار گذر و بيمناك (صعب العبور و خطرناك) غار شگفت يزدان عقدا با تحمل سختيهاي فراوان روشن نگاه داشتند تا امروز ما شعلههاي پايدار آن را به مثابه رايت، نماد، گنجينه و ميراث زندهي نياكان خردمندمان، درآتشكدهها فروزان داشته باشيم و بر خود بباليم كه نماد اشه اين هنجاراهورايي را راست و پاك، درخشان و درفشان به ميراث داريم.» وي در كتاب خود به ديدگاه ايرانيان باستان پيرامون آتش، گونههاي آتش در اوستا، چرايي اهميت آتش در دين زرتشتي، معرفي آتشكدههاي نامي ايران، زندگينامهي شيخ اشراق و آثار، شخصيت و انديشهي او، فلسفهي نور و روشنايي (حكمت اشراق)، نور و روشنايي در ادبيات پارسي و نوشتههاي خواندني ديگر ميپردازد. مطالب گردآوري شده و فرتورهاي زيبا از آتشگاههاي كمتر شناخته شده از جمله آتشگاه دشوارگذر شگفت يزدان در نزديكي پيربانو پارس هر خواندهاي را به خود جلب ميكند. انجمن زرتشتيان شيراز به شوند ارزشمند بودن كار و زحماتي كه در روند گردآوري آن كشيده شده است، كتاب را با بهترين كيفيت ممكن به چاپ رسانده اما با پرداخت يارانه سعي كرده است از بالا رفتن قيمت كتاب جلوگيري كند . اين كتاب با قيمت مناسب هر جلد 50هزار ريال، در روزهاي آينده به بازار كتاب پخش خواهد شد.
خبرگزاری امرداد
+
نگاشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 10:24 توسط شاورهرام ایزد
|
موبد اردشير خورشيديان در آيين نوزوتي رامين شهزادي، جوانترين موبد ايران: نوزوتي، كهنترين و پاكترين آيين زرتشتيان است
يسنا يزداني: «آيين نوزوتي، از كهنترين و طولانيترين آيين زرتشتيان است كه پاك و درست نگاهداشتهشدهاست.» موبد اردشير خورشيديان، فرنشين انجمن موبدان تهران كه در آيين نوزوتي موبد رامين شهزادي، جوانترين موبد ايران سخنميگفت، با اشاره به گفتار بالا، آيين نوزوتي را پيوستن سربازي ديگر به سربازان پاسدار دين برشمرد.
فرنشين انجمن موبدان در ميان شركتكنندگان در نخستين كنگرهي جوانان برگزيدهي زرتشتي سخن ميگفت و افزود: «ما بايستي بياموزيم كه چگونه انساني فكر كنيم، ملي كار كنيم و زرتشتي زندگي كنيم. ما بايد از دين راستي را بياموزيم و جهان را به سوي پيشرفت و آباداني پيش ببريم.» اسفنديار اختياري، نمايندهي زرتشتيان در مجلس، در بخش ديگري از اين آيين، رامين شهزادي را جواني خواند كه بدعت و نوآوري در در دين را درست نميداند. وی در دنباله ی سخنانش افزود رامین شهزادی کسی است که باور دارد دین نباید ابزاری برای پیشرفت افراد باشد.
گمان می کنم نخست بهتر خواهد بود که با انگیزه نگارش این جستار آغاز کنیم. نوشتار شما با مطرح شدن پرسش آقای حسن فاطمی از موبدیار کوروش نیکنام آغاز گردید. مثلی هست که می گویند اگر آجر اول را کج گذاشتی، دیوار تا عرش هم کج بالا می رود... موبدیار کوروش نیکنام مرجع پاسخگویی رسمی به پرسشهای دینی نبوده و نیستند و اساسا" هیچ نهاد حقیقی و حقوقی در جامعه زرتشتیان ایران و هند اعم از انجمن زرتشتیان و یا انجمن موبدان چنین مسئولیتی را به ایشان تنفیذ نکرده است. این سخن درباره خانم پروین میستری و آقای علی اکبر جعفری نیز مصداق تمام و کمال دارد. تنها مرجع رسمی پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی پیرامون دین و مذهب زرتشتی،انجمن موبدان ایران و انجمن موبدان هند و پاکستان است[آنهم کلیت انجمن نه هموندی به تنهایی]. از همین روست که پاسخ های مطرح شده در تارنمای شخصی موبدیار کوروش نیکنام صرفا" تشریح نظرات شخصی و دیدگاه فردی ایشان است و نه نظر مرجع رسمی[=انجمن موبدان] پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی؛که البته از نظر اخلاقی انتظار می رفت ایشان برای آگاهی عموم این مسئله را در تارنمای خویش منعکس کنند...
به من حق بدهید که در صداقت چنین افرادی شک کنم، زیرا با کمال احترام کردار اینان تاکنون بیشتر تقیه بوده است تا صداقت. خدای من شاهد است که قصد بی حرمتی به هیچ کسی را ندارم اما در این سالها به کرات چه در داخل و چه در خارج کشور شاهد این گونه نمایش های تکراری و ملال آور بوده ام. نمایش هایی که عمدتا" کارگردان آن جریانات تمامیت خواه و بنیادگرای اسلامی و مسیحی و جدیدا" بهایی هستند. از این رو در کمال احترام رغبتی به گفتگو با این افراد در خود نمی بینم زیرا نتیجه نهایی آن را بجای سازنده بودن،تخریب کننده می بینم...
شریعت[یا احکام ثانویه] یک دین که در اصطلاح الاهیات به آن «مذهب» می گویند؛ مجموعه آداب و سکنات و رسومی است که رفتار بیرونی پیروان یک دین را نشان میدهد. شریعت در گذر زمان، در طلب شناخت و رسیدن به حقیقت[=اهورامزدا] و با تکیه بر تفسیر طریقت[احکام اولیه]، توسط پیشوایان یک دین شکل می گیرد.
مخلص کلام، حجم مکتوبات دین زرتشتی در قالب احکام اولیه و ثانویه[نسک گاهانی،اوستایی و پهلوی] رقم سنگینی است که خود نگارنده به تنهایی یک کتابخانه کامل 5طبقه را بدان اختصاص داده ام. البته در اینکه موبدیار کوروش نیکنام و یار صمیمی و خدابیامرزشان«خداداد خنجری» وقعی به شریعت و سنتهای زرتشتی نمی گذاشته و نمی گذارند سخن پوشیده و تازه ای نیست.تعجب من از آن سبب است که چگونه فردی می تواند هم منکر شریعت باشد و هم لباس شریعت[جامه موبدی] را بر تن کند؟؟
که خواندن آن را به همه کسانی که سابقه ای در مطالعات دین و فرهنگ زرتشتی ندارند اما در جستجوی پاسخی صریح و کوتاه درباب جایگاه شریعت و سنت در دین زرتشتی هستند،توصیه می کنم. نکته جالب این مصاحبه پرسشی است از دستور دکتر خورشیدیان پیرامون اینکه چرا باید از سنتهایمان پاسداری کنیم؟ ایشان در جواب پاسخ دادند:«حقیقت دین زرتشتی در گاتها که سرودهی اشوزرتشت است نمود یافتهاست.در گاتها، اشوزرتشت شیوه ی انسانی زیستن را میآموزد.با گاتها انسانی زیستن را می آموزیم اما برای این که انسانی زرتشتی باشیم و زرتشتی زندگی کنیم، سنتها پدید آمدند که همان آیینها هستند.آیینهای زرتشتی، آداب، سنن و قوانین زرتشتی زیستن را میآموزند و همان طریقت و شریعت زرتشتی زیستن هستند.»
آشنای اینجانب با دکتر علی اکبر جعفری به 17 سال قبل باز می گردد. زمانی که در دوره دبیرستان برای نخستین بار کتاب ارزشمند«پیام زرتشت» بقلم ایشان را مطالعه کردم.در 5سال اخیر فرصتی پیش آمد تا نوشتارهای استاد را در ماهنامه های وزین هوخت،نشریه انجمن فرهنگ ایران باستان و فروهر سالهای 30و40و50 خورشیدی از نظر بگذرانم و صد البته گفتگوهای تلفنی و یک بار افتخار هم سخن شدن حضوری... شاید بزرگترین وجه شهرت استاد این است که ایشان شاگرد شمس العلما دستور دکتر مانک جی نوشیروان جی دهالا بوده اند.دکتر جعفری در عین آنکه سالیان دراز در کراچی پاکستان افتخار شاگردی دستور دهالا داشته،مدتی نیز زیر نظر علمای بزرگ اسلامی در عربستان سعودی به فراگیری علوم اسلامی پرداخته است.مخلص کلام آنکه دکتر علی اکبر جعفری فولادی را می ماند که در کوره روزگار و بدست استادکاران ماهر آبدیده شده است.
مخلص کلام آنکه دو طرف این معرکه در زمره خادمان جماعت هستند و نه خائنان؛ اما این بدان معنی نیست که هر دو طرف تهی از عیب و نقص باشند.دو سال پیش کتابی از دکتر جعفری بدستم رسید تحت عنوان «دین بهی زرتشتی و زرتشتیگری» کتاب فوق در کالیفرنیا منتشر شده بود.در این کتاب با رویه ای متفاوت از کتب و نوشتارهای استاد مواجه شدم و آن تخطئه شریعت زرتشتی و تازش های مداوم به سنت های مذهبی بود. بواقع محتوای این کتاب تشویق به تحریف اصالت و کلیت دین را ترویج می کرد.در ابتدا بسیار تعجب کردم زیرا اگر نام دکتر علی اکبر جعفری بر روی جلد آن نبود هیچگاه باور نمی کردم که این کتاب منسوب به ایشان است.نخست اصالت کتاب و منسوب بودن آن به خود دکتر جعفری را تلفنی از ایشان جویا شدم و زمانی به تعجم افزوده شد که پاسخ مثبت شنیدم !! پس از عمری کوشش و تلاش بی شائبه و خلق آثار ارزشمندی چون ستوت یسن،پیام زرتشت،هفت هات و... این کتابچه آخر از نگاه من آتشی در خرمن زندگی علمی استاد شد... و شاید هم همین کتابچه سبب تحریک پروین میستری شده باشد...!؟
متأسفانه خانم پروین میستری بدون کوچکترین آشنایی با علوم دینی و دانش اوستا شناسی اقدام به نگارش نوشتاری[بهتر بگوییم فحش نامه] بر علیه دکتر علی اکبر جعفری کرده اند.تعجب من از آن است که شما[=یاغش کاظمی] از ایشان با صفت «بانوی ِ دانشمند ِ پارسی» نام برده اید.شاید درست تر بود که می نوشتید یکی از بانوان فعال پارسی و از کوشندگان انجمن های پارسیان بمبئی.واژه بانوی دانشمند پارسی بیشتر شایسته فردی فرهیخته چون خانم دکتر«هما مُدی» دختر دانشمند فقید پارسی،شمس العلما دستور دکتر جیوانجی جمشیدجی مُدی است.
[از قدیمی ترین بخش آن یعنی گاهان تا جدیدترین بخش آن یعنی اوستای تندرستی در خرده اوستا] پس بطور حتم اشو زرتشت دو هزار سال زنده نبوده است که تمام این نسک را پدید آورد... خود من زمانی که بر روی متن فرگرد هشتم وندیداد برای ترجمه واژه به واژه آن کار می کردم متوجه شدم که بندهای این فرگرد دستکم 7 نویسنده مختلف داشته است.
+
نگاشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:38 توسط شاورهرام ایزد
|
جشن ها، يادگارهاي درخشان پدران و مادران بيداردل ما هستند كه در گذر تاريخ بسياري از آنها به دليل ويژگيهاي زمان و تعصبات بسيار از بين رفته و هم اكنون از آنها نمونه هايي بسيار اندك در ميان ايرانيان به چشم مي خورد. با اين حال اين نمونه هاي اندك، نشانه هايي بس بزرگند از انديشه بلند و طبع ظريف ايراني كه خداوند به اين قوم ارزاني داشته و آيين زرتشتي با پيام ها و آموزش هايش آن را آشكار ساخته است.
واژه جشن از كلمه يسنه اوستايي است با ريشه اي اوستايي به معناي ستايش كردن . بنابراين معناي واژه جشن، ستايش و پرستش است .
جشن خوردادگان يكي از جشن هاي ماهيانه اي است كه در روز چهارم خورداد ماه برگزار مي شود. از چگونگي برگزاري اين جشن در دوران باستان آگاهي دقيقي در دست نيست؛ اما چون خورداد به معناي رسايي و تندرستي است و در جهان مادي نگهبان آب است مي توان پنداشت كه نياكان ما در اين روز به كنار چشمه ها ، رودها و يا درياها رفته و به پرستش اهورامزدا مي پرداخته اند .
واژه اوستايي خورداد، هئوروتات است كه در زبان سانسكريت در ودا بصورت سئوروتات آمده و به معني رسايي و تندرستي است . اهورامزدا از سرچشمه بخشايندگي خويش اين فروزه را به واسطه امشاسپند هئوروتات به آفريدگان خود بخشيده تا هر پديده اي رسا گردد و رسايي و تندرستي نه تنها ويژه اين جهان است ، بلكه رسايي مينوي و تندرستي روح و روان ، هدف والاي جهانيان است .
اهورامزدا مي خواهد كه همگان به ياري امشاسپند هئوروتات از اين بخشايش مينوي و مهرباني حقيقي برخوردار گشته و هركس بتواند با نيروي رسايي و پرورش و افزايش آن در وجود خويش، داراي مقام رسايي و كمال بي زوال گردد .
فر و پيروزي ما ملت پيداست هنوز
كيش زرتشت ز آتشكده برجاست هنوز
كاخ داراي بلند اختر برپاست هنوز
طاق كسري به لب دجله هويداست هنوز
+
نگاشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 23:8 توسط شاورهرام ایزد
|
میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ چون فن خطابه نمیداند، زیاد لبخند نمیزند، سخنرانی حماسی و شورانگیز نمیکند، حتا بهتازگی، دستاناش را هم به رغم اصرار خبرنگاران بالا نمیبرد. میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ چون وقتی وارد سالن دیدار با اهل فرهنگ و هنر میشود، سالن به هوا نمیرود و دستزدن تا حد دردآمدن کفِ دستها کش نمییابد. موسوی، خاتمی نیست؛ چون پاسخهای کوبنده نمیدهد، هیجان یا ناراحتیاش را با جابهجا کردن پیوستهی عمامهاش نشان نمیدهد، و حتا عینکاش را هم بالا و پایین نمیکند تا کمی هم با حرکات صورت و چشمهایش حرف بزند. موسوی، خاتمی نیست؛ چون با کلمهها به شیرینی ور نمیرود، از واژههای تازهساز بهره نمیگیرد و حتا وقتی جملهای را تکرار میکند، تکراری بودن آن را معصومانه یادآوری میکند.
او خاتمی نیست، چون اصلاً نه کاریزما و محبوبیت او را دارد، نه خاطرهی روشنی بعد از این همه سال در حافظهی جمعی ایرانیان از او باقی مانده است؛ خصوصاً که مردم ایران پیشینهی درخشانی در آلزایمر تاریخی دارند!
اما... اما من باور کردم که او به دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی ایمان دارد. باور کردم که او دروغ نمیگوید، و از همین روست که گاه از پاسخ صریح دادن به پرسشهای تند ابا میکند، بی آنکه با کلمهها بازی کند. باور کردم که او به هر آنچه میگوید، خویشتن را متعهد میداند و از همین روست که هیچ اصرار تبلیغی و شعاری بر آنها نمیورزد. من باور کردم که میرحسین با ذهنیتی مهندسی که خصیصهی شخصیتی اوست، بدون پیشبینی و محاسبهی واقعبینانه، حتا در عرصهی فرهنگ و هنر حرفی نمیزند.
باور کردم که میرحسین عمیقاً منتقدِ اوضاع کنونی کشور است و نه تنها نگاهی اختصاصی از سر وظیفهی یک رئیس جمهور به عرصهی ستمدیدهی فرهنگ و هنر دارد که حتا دخالت عناصر فرهنگی و نخبه را در سایر عرصههای ادارهی کشور نیز ضروری میداند. من باور کردم که او وضعیت کنونی را ـ همچنان که خود اشاره کرد ـ همسان با آلمان شرقی در سالهای آخرش میداند و من باور کردم ایمان او را به این حرف خودش که گفت: وقتی دربارهی دولت فرهنگی میخواهم صحبت کنم، اشارهام به دولتی ست که فهم عمیقی از مسایل فرهنگی دارد و دولت غیرفرهنگی رویکردهایی را انتخاب میکند که به جای خدمت، مشکل ایجاد میکند. وقتی بحث سانسور و بستن فضا برای خلاقیت هنری مطرح میشود، مربوط به همین امر است.
من باور کردم نگرانی و آزردگیاش را از تقسیمبندیهای «خودی و غیرخودی» و برآيند فرهنگ و هنر سفارشی در سالهای اخیر، وقتی که به شوروی اشاره کرد و گفت: هیچ نمونهای در جهان وجود ندارد که هنر سفارشی و دولتی، فرهنگ کشوری را نجات داده باشد و اگر در ابتدای انقلاب مثلاً هنر سینما و هنرهای تجسمی توانست شکل بگیرد و پیش برود به دلیل فضای آزاد و غیر دستوری بود. زیرا فرهنگ را فرهنگیان میسازند نه دولت، و دولت به هیچ وجه متصدی نقاشی، سینما، تئاتر و ادبیات نیست، بلکه این هنرمند است که آنها را ایجاد میکند.
من باور کردم تلخی ِ کاماش را در لحظهای که گفت: وقتی با دوستان سیاستمدار صحبت میکنم، همه تصدیق میکنند که هنر مهم است، اما همواره تصدیق آنها با لبخندی همراه است که نشاندهندهی عدم درک درونی از فرهنگ و هنر است.
من باور کردم انگیزهی حضورش را که همانا ایستادن در برابر روندِ پرشتاب قانونگریزی در همهی عرصههای دولتی ست. باور کردم تعهد او را به جلوگیری از قانونگریزی در هزینه کردن درآمدهای عظیم مادی و معنوی کشور تا قانونگریزی در توقیفها و فیلترها و لغو مجوزها و سلب آزادیهای مدنی، وقتی که خیلی مطمئن و مهندسوار، بی هیچ شعار و بیان احساسی ـ که مثلاً هواداراناش را خوش آید ـ گفت: من از تمام اختیارات یک رییسجمهور استفاده خواهم کرد تا قانون پیاده شود و حتا اگر به مشکلی قانونی بربخورم، باز هم در چارچوب قانون برای اصلاح خودِ قانون همهی تلاشام را خواهم کرد.
من باور کردم در این دیدار این حرفِ پیشین او را با این مضمون که: خاتمی با رفتناش کاری اخلاقی کرد ولی آمدن من کاری غیراخلاقی نبود، و در آینده این را درک خواهید کرد. باور کردم تصویری را که او ـ بی آن که بگوید ـ در ذهن دارد از هزینههای بسیار گزاف و پیشبینیناپذیری که مخالفان متحد، منسجم و قدرتمند خاتمی بر دوش خاتمی، جوانان، فرهیختگان و مردم میتوانستند بگذارند. باور کردم ایمان میرحسین را به این که شاید بتواند مسیر دشوار «اصلاح» برخی امور را با هزینههای کمتری طی کند. کوچکترین نکتهی شایان اتکای این باور، مثلاً ایستادن مجید مجیدی (با تعاریف تقریباً متفاوتی که از او در جامعهی هنرمندان، مردم و نظام وجود دارد) دوشادوش میرحسین است که هرچند گویا بر اثر فشار فشارمندان از خیر سخنرانی در این دیدار گذشت، ولی فیلم تبلیغاتی میرحسین ـ یا یکی از آنها ـ را قرار است او بسازد.
میرحسین موسوی، خاتمی نیست و آشکار است که خاتمی هم نخواهد شد، اما من صداقت، توانایی، شهامت، ایستادگی، بیتعارفی، حسن خلق، صلحطلبی، جامعنگری، ژرفاندیشی، دلسوزی، میهنپرستی و فرهنگدوستی او را باور کردم. به تعبیر استاد عباس کاظمی: "دولت اصلاحات قرار نیست گامهای بنیادی برای تغییر جامعه بردارد. دولت اصلاحات قرار است یک سلسله اقدامات غلط یا درست را که به ناحق، دولتها برعهده گرفتهاند، انجام ندهد. در مرتبهی دوم قدمی «کوچک» در سوق دادن جامعه به سمت عقلانیت و دموکراسی بردارد. بد نیست روشنفکران، هم به خود و هم به مردم تذکر بدهند که کارها و آرمانهای بزرگ را در نظر پاس بدارند، اما در عمل از دولتها اقدامات کوچک و عملی بخواهند."
میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ او میرحسین موسوی ست. و من باور کردم صداقتِ او را در گفتن این کلام که گفت: "باور من «دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی» ست."
پس، به احتراماش برمیخیزم، حتا اگر بدانم که حلقهی فکری پیرامون او، برای میرحسینی که آمادهی تحولات جدیدِ فکری ست، شامل کسانی ست که خود دچار شلختگی نظریاند و چه بسا او را به فضایی بکشانند که بعدها به سختی بتوان او را از آن بیرون کشيد. میرحسین برای غلتيدن به عرصههای نو در تفکر تحلیلی، به جای مشاوران فکریای کنونیاش که گویا بصيرت نظری کافی ندارند، به مشاوران و اندیشهورزانی نياز دارد که گسترهی ذهن و قدرت تحلیل نظریشان بسیار فراختر، بهروزتر و کارآمدتر باشد تا کلیگويیهایی چون «الگوی زیست مسلمانی» از دقت نظری بیشتری برخوردار شود.
پس من و هم اندیشانم برای رسیدن به آرمان های خود به میر حسین رای می دهیم
+
نگاشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:34 توسط شاورهرام ایزد
|
« خرد ، آزادی ، داد » داده هايی اهورايی است كه دانای بزرگ از ذات يگانه ی خويش به انسان ارزانی داشته است. تارنامه اشوزرتشت بدور از هرگونه توهین مذهبی و مسايل قومی تنها به حركتی ملی در جهت سربلندی و سرافرازی ملت بزرگ ايران ميانديشد . پايدار باد سرزمين نياكان و پاينده باد مرز و بوم كهن ايران ، سرزمينی كه همواره نور دانش و آزادی را بر دنيای تاريك و سياه پاشيد ، سرزمينی كه راه راستی و سروری برگزيد. تارنامه اشوزرتشت در راستای ايجاد يك آرمان يگانه و يك پارچه كه تراويده فرهنگ ملی باشد و نقش پيشبرنده و پويايی جامعه را داشته باشد تلاش می كند. و از سخنان وخشور و انديشمند و فيلسوف بزرگ ايراني ـ اشو زرتشت ـ به عنوان جانمايه فرهنگ ملی ياد می نمايد. و در ايجاد جامعه ای شادمان ، آباد ، آزاد ، و دادگستر در دياری كه روزی مهد روشنايی ، مهر ، شادمانی ، نيكويی و خردورزی بوده خواهد كوشيد. آرمان اين تارنامه آرمانی است كه به وسيله وخشور و انديشمند بزرگ ايرانی زرتشت بنياد نهاده شد ، آرمانی كه بزبان حافظ بزرگ آمده ، از خامه مولانا چكيده و از انديشه خيام زاييده و از مغز سعدی تراويده است. آرمانی كه هدفش انسان سازی است. و انسانی كه فرهنگ و تمدن ساز است. باورهای تارنامه اشوزرتشت پاسداشت انديشه و باورهای نياكان پاك سرشت اهورايمان است. باورهای نيكی كه در راستای انسان سازی ، جهان سازی و مهر و دوستی استوار است. باورهای نيكی كه از آن منشور جاودانه ی آزادی حقوق بشر “ كوروش بزرگ “ روييده است. و پاس می داريم سرزمين نياكانمان را ، سرزمين آرياييها ، سرزمين آزادگان ، سرزمينی كه در آن وهومن پديد آمد ، سرزمينی كه همواره شعار مردمانش « انديشه نيك ، گفتار نيك ، كردارنيك » بوده است . و ارج می گذاريم سرزمينی را كه نخستين « پيام آور» از آن برخاسته و مردمان را به راستی ، خردورزی و يكتاپرستی ، دعوت كرد. پاسداری می كنيم از سرزمينی كه كيومرس نخستين پادشاه جهان ، كاوه آهنگر ، آرش كمانگير ، كوروش و داريوش و بابك خرم دين از آن برخاسته اند. و پاسداری ميكنيم از سرزمين مهر ، از سرزمين مزدا ، سرزمينی كه يگانه پرستی و دين آوری را به جهانيان آموخت و هماره يگانه پرست بوده. سرزمين ما سرزمين مهر و ما پويندگان مكتب مهر ، همان مكتبی كه “ حافظ “ از آن روييده و مولانا در آن پوييده. و آنچه كه عرفان مي گوييم همه ريشه در اين مكتب دارد . عرفانی كه به مفهوم «عشق ، مهر ، خرد ، انديشه و آسايش و نيكی خواستن براي مردم و امنيت و آزادی » خلاصه ميشود عرفان به معنی شناخت . عرفان آريايي همانا آيين و مكتب مغان است ، مكتبی كه زرتشت بزرگ از آن آموخت و در آن به شناخت اهورامزدا رسيد. خدای بزرگ ايران را سوگند مي دهيم كه براي پيروزی راستی خواهيم كوشيد زيرا كه نياكان ما پويندگان راه راستی بوده اند و پايداری و سرافرازی اين سرزمين در پيروی از اين راه بوده است. برای بزرگی و پايندگی اين سرزمين خواهيم كوشيد تا جهان تيره و خاموش نگردد و فرهنگ گهربار ايران را بار ديگر در اين سرزمين برپا داريم تا روشنايی اهورايی سراسر جهان را فراگيرد.
جاوید ایران / پاینده آیین بهی / نابود باد اهریمنان دوران
+
نگاشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 16:21 توسط شاورهرام ایزد
|
در واپسین سال های شکوهمندی و اقتدار ایرانزمین نظام ساسانيان دچار ناتوانی های تاريخی شده بود و دین پیشوایان ايرانی از رنج و درد مردم دور شده بودند. بدين روی شمشير خشك، تيز و برنده ی تازيان توانست از تیسفون تا نهاوند را از دم خود بگذراند و سپاه پرشكوه ايرانی را به خاك و خون بكشد و زنان ما را به كنيزی بكشاند و مردان ما به بندگی (موالی) اعراب درآیند و تازيان سرور شوند اما ايرانیان بسیار زود توانستند يك شاخه (انشعاب) بزرگ در اسلام پدید بياورند. هرچند همان هنگام سعد ابی وقاص از سرداران سپاه اسلام، آيين اسلام را رها كرد و به نیایشگاههای اوستايی پناه آورد و پيرو زرتشت شد!
ايرانيان نيز كه عامل اصلی ترور سه پادشاه بزرگ تازی بودند، بسیار زود شاخه ای بزرگ در اسلام بوجود اوردند و آنرا تشيع ناميدند. يعنی هم نام اسلام را به كناری نهادند و هم كسی را به عنوان رهبر تشيع پذيرفتند كه با تمامی جناحهای تازيان جنگيده بود، هرچند خود او به دست يك ايرانی كشته شده است.
- ابن ملجم (ابن ملگم = پسر افسارگير دربار ایران ـ بهمن جازويه رامهرمزی) يك ايرانی بود كه امام علی را ترور كرد. - فيروزان (پيروزان٬ پيروز نهاوندی) نيز از سرداران سپاه ايران بود كه عمر را ترور كرد. در ترور عثمان نيز هرچند تودههای مصر نقش موثری داشتند، اما ايرانيان در جهت سازماندهی آنها بسيار فعال بودند. ايرانيان با آفريدن تشيع نظام پادشاهی و حكومت وراثتی ايرانی را به اسلام تحميل كردند و دليل اصلی پشتيبانی ايرانيان از امام علی بدين خاطر بود كه وی با تمامی ياران و عشقهای پيامبر اسلام جنگيده بود.
امام علی در دوران خلافت و حكومت خود كه حدود 5 سال بود سه جنگ بزرگ انجام داد كه ايرانيان انتقام قادسيه و مداين و نهاوند را در آن جنگها ديدند و بسيار شادمان شدند و وی را به پادشاهی و پيشوايی برگزيدند و امام علی كه خود هوادار سه خليفه پیشین بود و حتا فرزندان خود را به نامهای آنها ناميده بود را مخالف سرسخت آنها تعبير میكردند!! يكي از جنگهای امام علی با معاويه بود كه خاندان او در هجوم به ايران نقش بسيار مهمی داشتند. اين جنگ با عنوان صفين در تاريخ ثبت شده است كه بیشتر سرداران سپاه معاويه نيز از جمله كسانی بودند كه در یورش به ايران شركت داشتند. - جنگ ديگر با عايشه همسر زيبا و دلبربای پيامبر اسلام بوده است كه سرداری سپاه او را 2 تن از بهترين ياران پيامبر اسلام به عهده داشته اند. طلحه و زبيرا! اين 2 تن القاب بزرگی نيز از پيامبر اسلام گرفته بودند و پيامبر اسلام آنان را از ساكنان بهشت خوانده بود. اين دو تن در جنگ با امام علی جان سپردند. اما خانم عايشه مورد بخشایش امام علی قرار گرفت . عايشه توسط پيامبر اسلام عنوان امالمومنين (مادر باورمندان و مسلمانان) و حميرا را به خود اختصاص داده بود. اما امام علی عليه وي شمشير كشيد و جمع بسياری از سربازان وی را به قتل رسانيد. - جنگ ديگر امام علی با گروهی از سپاهيان خودش بود كه بسيار متدين و متعصب نسبت به اسلام بودند. در پس شكست و يا حكميت امام علی در جنگ با معاويه، از صف او خارج شده و بر عليه وی شمشير كشيدند و امام علی تمامی آنان را كه پيشانیهايشان از سجده پينه بسته بود را از دم تيغ گذراند و همگی را به قتل رساند!
ايرانيان وقتي دیدند كه امام علی نخستين عربی بود كه شمشير بر عليه تازيان كشيد و تمامی كسانيكه افتخارات بسياری در قتل عام ايرانيان داشتند را از دم تيغ خود گذراند و آنها را كشت، عاشقانه به او مهر ورزيدند و فرزندان او را چنانچه در سنت ايرانی رسم بود به پادشاهي (امامت) پذيرفتند!
اين پذيرش پس از امام حسن و از فرزندان امام حسين آغاز شد. دليل اصلی اينكه ايرانيان فرزندان امام حسن را به رهبری نپذيرفتند، صلح و سازش ايشان بود با معاويه! كه در هجوم به ايران خود و خاندانش دست داشتند! اما امام حسين كسی است كه برعليه بنياميه شمشير میكشد و به جنگ آنها ميرود و درهمان راه نيز جان ميدهد. جانبازی امام حسين در جهت نبرد با مهاجمان به ايران و ايرانی بودن همسر وی (شهربانو) موجب ميشود تا پادشاهی وراثتی ايرانی با عنوان امامت و ساختن تشيع وارد اسلام شود و يك اسلام اعتراضی ايرانی ساخته شود. ارقام شش و هفت امامی و 12 امامی و بسياری موارد ديگری كه ايرانيان وارد تشيع كردند، نوعی مبارزه با اسلام و مسلمانی اعراب بود كه سمبلهای اوستايي را نيز به اين بهانهها به تشيع منتقل كردند. (شمار امشاسپنتان و شمار برج های پاک دین زرتشتی)
اصلي ترين شعار اسلام و مسلمانی شهادتين بود ( يعني 2 شهادت) 1- اشهدان لااله الاالله 2- اشهدان محمد رسول الله. ايرانيان اصلی ترين شعار اسلام را از 2 به 3 رساندند و اضافه كردند اشهد ان علی ولی الله ! و عنوان «ولی» از رسول بالاتر است يعنی با افزودن اين شعار به علی درجه و مقامی بالاتر از پيامبر اسلام دادند. زيرا رسول يعنی كسي كه پيغامی می برد اما ولي الله يعنی كسي كه از سوی الله حكومت مطلقه می كند!! (بنا بر باور ایرانی که پادشاه فره کیانی را از اهورامزدا دریافت می نماید). پس از آن شكل گيري علويها وعلی اللهی ها نيز درهمين راستای ضديت با اسلام و جعل اسلامی ايرانی بوده است.
(برگرفته از آیین اوستا نوشته سیاوش اوستا)
بنام آنكه وستايش كتاب است چراغ راه دينش آفتاب است بهين دستور دربار خدایی شرف بخش نژاد آريايی دو تا گرديده چرخ پير را پشت پی پوزش به پيش نام زرتشت به زير سايه نامش توانی رسيد از نو به دور باستانی چو من گر دوست ميداری كشور خويش ستايش بايدت پيمبر خويش به ايمايی ره بيگانه جويی رهاكن! تابه كی اين بی آبرويی؟ به چشم عقل آن دين را فروغ است كه آن بنيان كن ديو دروغ است چو دين كردارش و گفتار و پندار نكو شد بهتر از آن دين مپندار به دنيا بس همين يك افتخارم كه يك ايرانی والاتبارم به خون دل زيم زين زيست شادم كه زرتشتی بود خون و تبارم
با سپاس از تارنامه مهرآذرپارسی و دوست و هم وند گرامیم.
+
نگاشته شده در جمعه چهارم آذر 1384ساعت 0:1 توسط شاورهرام ایزد
|
و این هم نوعی خودنمایی که دائما مرا رنج می دهد : ماه رمضان و روزه در جاي جاي ايران تغييرات بسياري را به همراه مي آورد و از آنجاييکه کلا تظاهر و خودنمايي در بين ما جايگاه ويژه اي دارد اين ماه هم از اين قاعده مستثني نبوده و براي کسي مثل من که در محيطي دولتي کار مي کنم و تا دلتان بخواهد از صبح تا شب مشغول ديدن اين برنامه ها هستم ماه رمضان هميشه برايم ماه نقش آفريني دوستان و همکاران بوده است . در ماه مبارک صبح ها که سوار سرويس مي شوم همکاران عزيز هر کدام يک دعاي جيبي در دست گرفته اند و کل مسير را مشغول خواندن ادعيه و مناجات اين ماه هستند . ساعت ۸ به محل کار مي رسيم و از در اتاق که وارد مي شود دوستان هر کدام کامپيوترهايشان را روشن کرده اند و صداي خواندن دعا کل اتاق را فرا گرفته است و از همه بدتر همکار کناري من است که از ۸ صبح تا ۴ بعد از ظهر يک بند نوحه گوش مي دهد و از بس اينها را به خورد مغز من بينوا داده که اسم يک يک اين حجاج مداح را از حفظ شده ام . برنامه نوحه و دعا گوش دادن ...