چنانکه بر جای نهادند آبهای گل آلود ، خاکسترت را
باشد که بار دگر شعله بيفروزی در اين ظلمت لحظه ها
و نورت را بنمايانی بر شب ايران زمينآنگاه ، خون جاری آتشت ، گرمی دلهای ما و
سروده های سپيدت ، زخمه بر انداممان خواهد بود
ای پاکمرد وارسته ، جاودان پیمبر اهورايی
نه شاهان هخامنشي هستیم که خود را نگهبان آتش مقدست خوانيم
و ره به بيگانه دهيم
نه حکاک آتشگاهت بر تن سکه های ضربی که خود در آتشت افکنيم
ما از تبار گدايان راستی هستيم .
از دياری سرد که گاه با بوی خاکسترت پروازی آبی در خيالمان می آيد .
پروازی که تصوير تاختنت را ميان پليد ديوان با خود دارد
پروازی که سر شار از زمزمه های روحانيوارت در گوشمان ، بر دلمان و تنمان
ای جاودان پيامبر ، زرتشت اهورائیکدام آريائی تقدس خورشيد فروزانت را به فراموشی خاک سپرد و
بر لبمان مهر سکوت زد
کدام بود ، کدام آنکه خود را حق و ما را ناحق خواند .
کیوان افشین جو بیست و پنج آذر ماه سه هزار هفتصد و چهل سه زرتشتی
همایش
یادمان های باستانی و هویت ملیبا سخنرانی :
ناصر تکمیل همایون رضا مرادی غیاث آبادیو نمایش فیلم
شکوه تخت جمشیددوشنبه پنجم دیماه ۱۳۸۴ / ۳ تا ۶ بعد ازظهر
تالار رازی دانشکده داروسازی دانشگاه تهران
« خرد ، آزادی ، داد » داده هايی اهورايی است كه دانای بزرگ از ذات يگانه ی خويش به انسان ارزانی داشته است.
تارنامه اشوزرتشت بدور از هرگونه توهین مذهبی و مسايل قومی تنها به حركتی ملی در جهت سربلندی و سرافرازی ملت بزرگ ايران ميانديشد .
پايدار باد سرزمين نياكان و پاينده باد مرز و بوم كهن ايران ، سرزمينی كه همواره نور دانش و آزادی را بر دنيای تاريك و سياه پاشيد ، سرزمينی كه راه راستی و سروری برگزيد.
تارنامه اشوزرتشت در راستای ايجاد يك آرمان يگانه و يك پارچه كه تراويده فرهنگ ملی باشد و نقش پيشبرنده و پويايی جامعه را داشته باشد تلاش می كند. و از سخنان وخشور و انديشمند و فيلسوف بزرگ ايراني ـ اشو زرتشت ـ به عنوان جانمايه فرهنگ ملی ياد می نمايد. و در ايجاد جامعه ای شادمان ، آباد ، آزاد ، و دادگستر در دياری كه روزی مهد روشنايی ، مهر ، شادمانی ، نيكويی و خردورزی بوده خواهد كوشيد.
آرمان اين تارنامه آرمانی است كه به وسيله وخشور و انديشمند بزرگ ايرانی زرتشت بنياد نهاده شد ، آرمانی كه بزبان حافظ بزرگ آمده ، از خامه مولانا چكيده و از انديشه خيام زاييده و از مغز سعدی تراويده است. آرمانی كه هدفش انسان سازی است. و انسانی كه فرهنگ و تمدن ساز است.
باورهای تارنامه اشوزرتشت پاسداشت انديشه و باورهای نياكان پاك سرشت اهورايمان است. باورهای نيكی كه در راستای انسان سازی ، جهان سازی و مهر و دوستی استوار است. باورهای نيكی كه از آن منشور جاودانه ی آزادی حقوق بشر “ كوروش بزرگ “ روييده است.
و پاس می داريم سرزمين نياكانمان را ، سرزمين آرياييها ، سرزمين آزادگان ، سرزمينی كه در آن وهومن پديد آمد ، سرزمينی كه همواره شعار مردمانش « انديشه نيك ، گفتار نيك ، كردارنيك » بوده است . و ارج می گذاريم سرزمينی را كه نخستين « پيام آور» از آن برخاسته و مردمان را به راستی ، خردورزی و يكتاپرستی ، دعوت كرد.
پاسداری می كنيم از سرزمينی كه كيومرس نخستين پادشاه جهان ، كاوه آهنگر ، آرش كمانگير ، كوروش و داريوش و بابك خرم دين از آن برخاسته اند. و پاسداری ميكنيم از سرزمين مهر ، از سرزمين مزدا ، سرزمينی كه يگانه پرستی و دين آوری را به جهانيان آموخت و هماره يگانه پرست بوده.
سرزمين ما سرزمين مهر و ما پويندگان مكتب مهر ، همان مكتبی كه “ حافظ “ از آن روييده و مولانا در آن پوييده. و آنچه كه عرفان مي گوييم همه ريشه در اين مكتب دارد . عرفانی كه به مفهوم «عشق ، مهر ، خرد ، انديشه و آسايش و نيكی خواستن براي مردم و امنيت و آزادی » خلاصه ميشود عرفان به معنی شناخت . عرفان آريايي همانا آيين و مكتب مغان است ، مكتبی كه زرتشت بزرگ از آن آموخت و در آن به شناخت اهورامزدا رسيد.
خدای بزرگ ايران را سوگند مي دهيم كه براي پيروزی راستی خواهيم كوشيد زيرا كه نياكان ما پويندگان راه راستی بوده اند و پايداری و سرافرازی اين سرزمين در پيروی از اين راه بوده است.
برای بزرگی و پايندگی اين سرزمين خواهيم كوشيد تا جهان تيره و خاموش نگردد و فرهنگ گهربار ايران را بار ديگر در اين سرزمين برپا داريم تا روشنايی اهورايی سراسر جهان را فراگيرد.جاوید ایران / پاینده آیین بهی / نابود باد اهریمنان دوران
ویرایشگر خودکار
یک سایت کامل در مورد واژه های پارسی
خوابم نمی برد ، تو تخت هی غلت می زدم ،
تمام حرفهایی که شنیده بودم صحنه وار جلو چشمام می آمدن ،
احساس پوچی و بیهودگی می کردم ، کلافه و سر در گم بلند شدم و تو اتاق شروع به قدم زدن کردم ، هوای گرفته اتاقم بیشتر کلافه ام می کرد . دکمه ضبط رو فشار دادم و به سمت پنجره رفتم ، خورشید داشت کم کم طلوع می کرد .تصور کن ، اگه حتی تصور کردنش سخته،
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته ،
جهانی که تو اون ، پول و نژاد و قدرت ارزش نیست ،
جواب هم صدایی ها ، پلیس ضد شورش نیست ،
نه بمب هسته ای داره ، نه بمب افکن نه خمپاره ،
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی زاره ،
همه آزاده ، آزادن ،
همه بی درد بی دردن ،
تو روزنامه نمی خونی نهنگ ها خودکشی کردن ،
جهانی رو تصور کن ، بدون نفرت و باروت ،
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت ،
جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی ،
لبا لب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی ،
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه ،
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرب ،
تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانه است ،
تمام جنگهای دنیا شدن مشمول آتش بس ،
کسی آقای عالم نیست ،
برابر با همن مردم ،
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه گندم ،
بدون مرز و محدوده ،
وطن یعنی همه دنیا ،
تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا ،با صدای تیک ضبط به خودم اومدم .
هوا کاملا روشن شده بود ، دیگه از تاریکی خبری نبود ،
ولی ...پیام اشوزرتشت ، پیام صلح است برای تمام دنیا ....
در شب های برره که شوربختانه شب های عزا و به یغما رفتن هویت ملت ایران از هر قوم و فرقه و طبقه ای ( ترک ، فارس ، شهری ، روستایی ، ... ) است ، لبخند تلخ حقارت را نا آگاهانه بر لبان کودکانی مینشانیم که درخت شخصیت آنان در حال باروری است و ما با این اعمال آن را به سوی خزان فرهنگی سوق می دهیم .
ملتی که تاریخ پربار آن مملو از رشادت و شجاعت است و جای جای این سرزمین جای پای کورش ، بابک ، مازیار ، امیرکبیر ، ستارخان و باقرخان ، سربداران و تنگستانیان ، کرد ، ترک ، لر و فارس ... است به نمایش گذاشتن سریالی که فقط به تمسخر کشاندن زبان و رواج کلمات مشمئزکننده در میان دانش آموزان و جوانان و حتی پایمال کردن حقوق روستاییان و بروز ناهنجاری هایی همچون دعوای برره ای در میان دانش آموزان مدارس . آیا ما داستانهای طنز در ادبیات پربارمان نداریم که رو به تخریب ادبیات پاکمان با این ناطنزهای زشت میکنیم ؟؟؟ ( از هنرمندی چون مهران مدیری بعید است ).
در کشوری که ادعای جمهوریت در قالب اسلامیت الگویی برتر از نوع حکومت جهانی ارائه داده را دارد و رهبر بزرگ این کشور بارها دم از تهاجم فرهنگی از سوی غرب و شرق را دارد جای سوال پیش می آید که پس چرا از داخل تیشه به ریشه فرهنگ اصیل و چندین هزار ساله این مرز و بوم میزنید آن هم توسط بزرگترین و پر مخاطب ترین رسانه ملی کشور ؟!!! که مستقیما زیر نظر نهاد رهبریست !!! آقای دولت ( آخه دولت ما جز آقایان کسی را به رسمیت نمیشناسد ، راستش در کتاب آسمانی ایشان هم زن حقوقی در اداره جامعه ندارد و محدود به پرستاری از شوهر و فرزند آنهم در خانه را دارد !!! ) بله آقای دولت ایران آیا شما میدانید بی هویت ملی ماندن یعنی نابودی همان هویت اسلامی که شما و همکارانتان آن را هفتاد و دو ساعت در شبانه روز !!! تبلیغ میکنید ؟
بله شما و همه همکارانتان هم میدانید که دیگر آن فرهنگ اسلامی برای ملتی با این همه ارزشهای والا و بدور از خونریزی رنگی ندارد ، شما و همکارانتان در صدد از میان بردن فرهنگ ملی ما هستید ( البته زهی خیال باطل ).
ایران سرزمینی با گذشته ای افتخار آمیز سرزمین موعود است و آخرین جنگ در این دنیا در نزدیکی مرز این کشور رخ میدهد که خونریز ترین جنگ تاریخ خواهد بود و ایران برای همیشه در صلح و آرامش باقی خواهد ماند و مرکز دنیا خواهد بود و آن اهریمنان که اینرا می دانند درصدد از بین بردن این سرزمینند ولی غافل از اینند که سرزمین موعود نگهبانانی همچون آریو برزن و بابک خرمدین جان بر کف بسیار دارد .
جاوید ایران ، پاینده آیین بهی
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - هنرهاي تجسمي
مرتضي مميز - هنرمند گرافيست - بهدليل ابتلا به بيماري سرطان پروستات و عوارض ناشي از آن، دقايقي پس از نيمهشب، حدود ساعت نيم بامداد امروز شنبه 5 آذر 84 در بيمارستان آبان تهران درگذشت.
به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مميز در دو، سه سال گذشته با اين بيماري دست و پنجه نرم ميكرد و از 23 آبانماه براي تازهترين دور شيميدرماني، در بيمارستان بستري شده بود كه چند روز بعد حالش رو به وخامت نهاد و پزشك معالجش از ديروز از حيات وي قطع اميد كرده بود.
در دقايقي ديگر، جمعي از هنرمندان، دوستان و بستگان و نزديكان وي در دفتر دبير انجمن گرافيك ايران گرد هم ميآيند تا دربارهي زمان و مكان تشييع و تدفين پيكر وي تصميمگيري كنند. البته با اين مبنا كه اين مراسم، تا روز دوشنبه نخواهد بود.
به گزارش ايسنا، مرتضي مميز متولد 1315 و فارغالتحصيل رشته نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و داراي گواهينامه طراحي غرفه و ويترين و معماري داخلي از مدرسه عالي هنرهاي تزئيني پاريس بود. او مدير هنري و طراح گرافيك نشرياتي چون ايران آباد، كتاب و كيهان هفته، فرهنگ كاوش نگين، فرهنگ و زندگي، رودكي، فصلنامه خاورميانه، گفتوگو و پيام امروز بوده و مسؤوليت طراحي صحنه و لباس 14تئاتر و دو فيلم سينمايي را به عهده داشت. بسياري از پوسترهاي رويدادها و بيلبوردهاي فيلمهاي سينمايي مطرح را او طراحي كرده بود.
مرتضي مميز كارگردان و طراح سه فيلم كوتاه نيز بوده و طراحي و نقاشي، طراحي روي جلد، طراحي اعلان و نشانهها، حرفهاي تجربه و ساير مقالات، ازجمله تاليفات وي بهشمار ميرود.
جايزه نشان رتبه اول دانشگاه هنرهاي زيبا، ديپلم بينال پوستر ورشو، جايزه طراح شاعر از فستيوال فيلم كن، ديپلم براي فيلم يك نقطه سبز از فستيوال مسكو، فيلم برگزيده جشنواره سينمايي بيروت و جايزه ممتاز نمايشگاه طراحي امروز از نشان درجه يك دولتي جمله افتخاراتي است كه در كارنامه اين چهره ماندگار هنر ايران ثبت شده است. او عضو پيوسته فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران نيز بود.
در واپسین سال های شکوهمندی و اقتدار ایرانزمین نظام ساسانيان دچار ناتوانی های تاريخی شده بود و دین پیشوایان ايرانی از رنج و درد مردم دور شده بودند. بدين روی شمشير خشك، تيز و برنده ی تازيان توانست از تیسفون تا نهاوند را از دم خود بگذراند و سپاه پرشكوه ايرانی را به خاك و خون بكشد و زنان ما را به كنيزی بكشاند و مردان ما به بندگی (موالی) اعراب درآیند و تازيان سرور شوند اما ايرانیان بسیار زود توانستند يك شاخه (انشعاب) بزرگ در اسلام پدید بياورند. هرچند همان هنگام سعد ابی وقاص از سرداران سپاه اسلام، آيين اسلام را رها كرد و به نیایشگاههای اوستايی پناه آورد و پيرو زرتشت شد!
ايرانيان نيز كه عامل اصلی ترور سه پادشاه بزرگ تازی بودند، بسیار زود شاخه ای بزرگ در اسلام بوجود اوردند و آنرا تشيع ناميدند. يعنی هم نام اسلام را به كناری نهادند و هم كسی را به عنوان رهبر تشيع پذيرفتند كه با تمامی جناحهای تازيان جنگيده بود، هرچند خود او به دست يك ايرانی كشته شده است.- ابن ملجم (ابن ملگم = پسر افسارگير دربار ایران ـ بهمن جازويه رامهرمزی) يك ايرانی بود كه امام علی را ترور كرد.
- فيروزان (پيروزان٬ پيروز نهاوندی) نيز از سرداران سپاه ايران بود كه عمر را ترور كرد. در ترور عثمان نيز هرچند تودههای مصر نقش موثری داشتند، اما ايرانيان در جهت سازماندهی آنها بسيار فعال بودند.
ايرانيان با آفريدن تشيع نظام پادشاهی و حكومت وراثتی ايرانی را به اسلام تحميل كردند و دليل اصلی پشتيبانی ايرانيان از امام علی بدين خاطر بود كه وی با تمامی ياران و عشقهای پيامبر اسلام جنگيده بود.امام علی در دوران خلافت و حكومت خود كه حدود 5 سال بود سه جنگ بزرگ انجام داد كه ايرانيان انتقام قادسيه و مداين و نهاوند را در آن جنگها ديدند و بسيار شادمان شدند و وی را به پادشاهی و پيشوايی برگزيدند و امام علی كه خود هوادار سه خليفه پیشین بود و حتا فرزندان خود را به نامهای آنها ناميده بود را مخالف سرسخت آنها تعبير میكردند!!
يكي از جنگهای امام علی با معاويه بود كه خاندان او در هجوم به ايران نقش بسيار مهمی داشتند. اين جنگ با عنوان صفين در تاريخ ثبت شده است كه بیشتر سرداران سپاه معاويه نيز از جمله كسانی بودند كه در یورش به ايران شركت داشتند.
- جنگ ديگر با عايشه همسر زيبا و دلبربای پيامبر اسلام بوده است كه سرداری سپاه او را 2 تن از بهترين ياران پيامبر اسلام به عهده داشته اند. طلحه و زبيرا! اين 2 تن القاب بزرگی نيز از پيامبر اسلام گرفته بودند و پيامبر اسلام آنان را از ساكنان بهشت خوانده بود. اين دو تن در جنگ با امام علی جان سپردند. اما خانم عايشه مورد بخشایش امام علی قرار گرفت . عايشه توسط پيامبر اسلام عنوان امالمومنين (مادر باورمندان و مسلمانان) و حميرا را به خود اختصاص داده بود. اما امام علی عليه وي شمشير كشيد و جمع بسياری از سربازان وی را به قتل رسانيد.
- جنگ ديگر امام علی با گروهی از سپاهيان خودش بود كه بسيار متدين و متعصب نسبت به اسلام بودند. در پس شكست و يا حكميت امام علی در جنگ با معاويه، از صف او خارج شده و بر عليه وی شمشير كشيدند و امام علی تمامی آنان را كه پيشانیهايشان از سجده پينه بسته بود را از دم تيغ گذراند و همگی را به قتل رساند!ايرانيان وقتي دیدند كه امام علی نخستين عربی بود كه شمشير بر عليه تازيان كشيد و تمامی كسانيكه افتخارات بسياری در قتل عام ايرانيان داشتند را از دم تيغ خود گذراند و آنها را كشت، عاشقانه به او مهر ورزيدند و فرزندان او را چنانچه در سنت ايرانی رسم بود به پادشاهي (امامت) پذيرفتند!
اين پذيرش پس از امام حسن و از فرزندان امام حسين آغاز شد. دليل اصلی اينكه ايرانيان فرزندان امام حسن را به رهبری نپذيرفتند، صلح و سازش ايشان بود با معاويه! كه در هجوم به ايران خود و خاندانش دست داشتند! اما امام حسين كسی است كه برعليه بنياميه شمشير میكشد و به جنگ آنها ميرود و درهمان راه نيز جان ميدهد. جانبازی امام حسين در جهت نبرد با مهاجمان به ايران و ايرانی بودن همسر وی (شهربانو) موجب ميشود تا پادشاهی وراثتی ايرانی با عنوان امامت و ساختن تشيع وارد اسلام شود و يك اسلام اعتراضی ايرانی ساخته شود. ارقام شش و هفت امامی و 12 امامی و بسياری موارد ديگری كه ايرانيان وارد تشيع كردند، نوعی مبارزه با اسلام و مسلمانی اعراب بود كه سمبلهای اوستايي را نيز به اين بهانهها به تشيع منتقل كردند. (شمار امشاسپنتان و شمار برج های پاک دین زرتشتی)
اصلي ترين شعار اسلام و مسلمانی شهادتين بود ( يعني 2 شهادت) 1- اشهدان لااله الاالله 2- اشهدان محمد رسول الله. ايرانيان اصلی ترين شعار اسلام را از 2 به 3 رساندند و اضافه كردند اشهد ان علی ولی الله ! و عنوان «ولی» از رسول بالاتر است يعنی با افزودن اين شعار به علی درجه و مقامی بالاتر از پيامبر اسلام دادند. زيرا رسول يعنی كسي كه پيغامی می برد اما ولي الله يعنی كسي كه از سوی الله حكومت مطلقه می كند!! (بنا بر باور ایرانی که پادشاه فره کیانی را از اهورامزدا دریافت می نماید). پس از آن شكل گيري علويها وعلی اللهی ها نيز درهمين راستای ضديت با اسلام و جعل اسلامی ايرانی بوده است.
(برگرفته از آیین اوستا نوشته سیاوش اوستا)
بنام آنكه وستايش كتاب است چراغ راه دينش آفتاب است
بهين دستور دربار خدایی شرف بخش نژاد آريايی
دو تا گرديده چرخ پير را پشت پی پوزش به پيش نام زرتشت
به زير سايه نامش توانی رسيد از نو به دور باستانی
چو من گر دوست ميداری كشور خويش ستايش بايدت پيمبر خويش
به ايمايی ره بيگانه جويی رهاكن! تابه كی اين بی آبرويی؟
به چشم عقل آن دين را فروغ است كه آن بنيان كن ديو دروغ است
چو دين كردارش و گفتار و پندار نكو شد بهتر از آن دين مپندار
به دنيا بس همين يك افتخارم كه يك ايرانی والاتبارم
به خون دل زيم زين زيست شادم كه زرتشتی بود خون و تبارمبا سپاس از تارنامه مهرآذرپارسی و دوست و هم وند گرامیم.
اگر هر دینی در جهان برای خود خدایی دارد ولی پروردگار در همه مذاهب یکسا ن نیست. در برخی از آنها خدا وجودی است مستبد وخودسرکه گاهی بخشم میا ید و انتقام میگییرد ، ولی خدای زرتشت مظهر راستی و آزادگی است و در هیچ جای (گاتها) اشارهای به خشم و استبداد او نشده . بلکه وارونه آن(اهورا مزدا) نیکی محض و یار و یاور نیکو کاران است. از این رو میتوان دریافت که تا چه حد این آیین پیشرفته میباشد. اگر بگوییم ایین مزدیسنا در اوج کمال ورسایی است سخنی بجا گفته ایم چون یکتا گرایی در این آیین چنان زیبا و با شکوه است که افلاتون-سقرات- شهاب دین سهروردی-میتوانند با افتخار به زرتشت گرایش پیدا کنند.
باز می بینیم که خدای زرتشت وارونه سایر ادیان دیگر دارای ویژگی های انسانی نیست ، نیرویی است که ما فوق نیرویی نیست.
از دیدگاه فرهنگ زرتشتی پهنه هستی جلوه گاه (اهورا مزدا)است . هر زره ای از زره های هستی در بر دارنده پرتو و نمونه گاه (اهورا مزدا)است. شناخت (اهورا مزدا) از شناخت نمود های هستی از راه خرد و دانش و دانش و پژوهش در نمودهای هستی ممکن میگردد که در این باره زرتشت در سرودهای (گاتها)یاد آور شده است.
زرتشت در هات 44 بند 8 یسنا چنین می سراید،(ای هستی بخش دانا و یکتا از تو می پرسم تا راستی ها را بر من آشکار نمایی و بدین گونه است که میتوان نیک بیندیشیم و آنچه را که بر اندیشه من الهام یافته از تو میگزرد بکار ببندم. ای خداوند جان و خرد خواهانم که در پرتو منش نیک توانایی آموزشهای تو را داشته با شم و در پناه فروغ درخشان راستی و پاکی از رسایی و نیک بختی بر خوردار شوم ،پروردگارا چگونه وبا انجام چه نیکوهایی میتوانم روانم را از آرامش و شادی بهرهمند سازم.سراسر گاتها این سرودهای دلنشین زرتشت سرشاراز گفتگو های دلپذیر او با (اهورا مزدا)است.
زرتشت پیوسته راهنمایی میجوید و درخواست نیکبختی و خرسندی برای آفریده ها می کند براستی و درستی پای میفشارد و میخواهد به او نیرویی بخشیده شودکه بتواند با همه جان و دل روان مردم را به خوشبختی
برساند.
در آیین مزدیسنا فضیلتی که از همه بیشتر در حسن اخلاق اثر داردو موجب میشود که انسان در راه نیکی گام بردارد واژه ( اَشا) است که180 بار در گاتها بکار برده شده است که معنی های زیادی دارد(نظام هستی ؛سامان روانی؛هنجارهستی)و.....(اشا)روشنی بیکران است و در جهان مینوی بهرسو که بنگری چهره پر توان (اشا) را میبینی و این راست کرداران و درست کردارانند که بر فروغ جهان راستی میافزایند و موجب آبادی وپیشرفت بیش از پیش جهان میگردند. کسی که در راه (اشا)گام بر میدارد به پایه ای میرسد که او را(اشوان)مینامد در (گاتها)از معجزه و کرامات خبری نیست فعالیت انسان در دور و بر تلاش و کوشش و غریزه طبیعی برای زیستن وشاد بودن دور میزندآنچه در( گاتها) جلب توجه مینماید این است که سرودهای دلنشین آن بیان خود اشوزرتشت است که اهورا مزدا با مهر و گفتار شیرین و خرد پاک و نبوغ بی همتا باو ارزانی داشته و با بهره گیری از این موهبت ها (اهورایی)سخنانی برای جهانیان بیان کرده است که تا آن زمان نشنیده بودند.
تمام دستورات زرتشت بر نهادی کاملا شدنی بنا شده و او آموزگاری است تیز بین که به مسایل تخیلی و اوهام نمیپردازد. او به دنیای ماورای طبیعی نمی پردازد و به آنها بگونه سر بسته اشاره می کندو دید خود را به زندگی روزمره و رابطه راستی و درستی آدمیان متوجه میسازد.
در ( گاتها) زرتشت بشری است مانند دیگران گرفتار سختیها و مشکلات زندگی و رنجها او را همانگونه بدرد می آورد که دیگر مردمانرا.او بجای معجزه و کرامات و اعمال قدرت خارق العاده مانند یک انسان با فضیلت، از خود واکنش نشان می دهد. در زمان گرفتاری از روبرویی با دشمنان پرهیز میکند، و با شکیبایی و بردباری زمانی که همراهان و همدلانش زیاد میشوند با پشتیبانی به (اهورا مزدا) و به کمک اندیشه نیک و خرد خدادادی و نیروی راستی بمبارزه با ستمگران و زورگويان زشتکار میپردازد او با بیان دلنشین و دلپذیر و شیوا با مهرورزی و آرامی و خونسردی آنها را به راه راست و درست راهنمائی مینماید در حالی که هرگز خود را از کمک و پشتیبانی پروردگار بی نیاز ندانسته و پیوسته از او درخواست کمک وراهنمایی میکند. او هیچگاه جز اراده و ایمان به نیک اندیشی و راستی و درستی معجزه دیگری ارائه نمی کند.-اشا،-وهومن،-خشترا،-آرمیتی،-هورتات و امرتات-این6 فروزه معجزهای او هستند، زیرا آنها بالاترین شگفتیها را به ارمغان می آورند .نوشتاری از کدبان جهانگير موّبد گشتاسب اشيدری ( امريکا)
با سپاس از تارنامه http://ardeshir-khorshidiya.blogfa.com
برای ارائه این آموزه به این تارنامه.